تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~





















يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ

از زندگى دنيا ظاهرى را می شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند

                                                                 سوره الروم-آیه ی 7

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
منبع

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

سلام

اولندش بگم که ایوول ... آقا مهدی هنوز هم دست به قلم میشه ... منتظریم .

دومندش که آخه شما بیکاری روز ۱۳ آبان کله ی صبح میای دانشگاه بعد از خلف وعده ای که بهت میشه و غذا هم رزرو کردی باید برگردی خونه و حال و حوصله ی این کیبورد ناجور رو نداری و همه اش غر می زنی توی این وبلاگ ؟ هان ؟ مگه من وقتم رو از سر کوچه خریدم ( سر کوچه مون یه مغازه هست که همه چیز میفروشه ... من و بهرام بهش می گیم سیم خاردارفروشی) . هندی ها یه کار هایی می کنن که ازشون بعیده . مثل پرواز کردن و از این جور مهملات . بابا یارو عمرشو میزاره مدیتیشن و یوگا کار می کنه که قطار رو با چشش نگه داره . ملت عقلشون کمه ها ( منظورم تمامی ملت های جهان هستش ) . ببا می ری دانشگاه و تو دو سه سال راننده لوکوموتیو میشی . چشماتم خسته نمی کنی . مدرک هم بهت می دن که بتونی باهاش بری خواستگاری .(آخه آدم عاقل ... می پرسن آقا دوماد چی کاره هست .  میگن : یوگیه . می پرسن : یعنی چی ؟ میگه : می تونم قطار رو با چشمم نگه دارم . .. آخه شما به همچین کسی .... استغفرالله ... درسته یوگی هستی اما یه لباس درستو حسابی بپوش)  . می ری دانشگاه . یادت می دن که از  دستات استفاده هم کنی.و قطار رو هم نگه می داری و هم راه میبری . نمی خوام ارزش یوگا رو کم کنم . اما بابا باید آدم یه چشش به جاده باشه و یه چشش هم به فرمون . تو دو ساعت باید زل بزنی به فرمون بعدش هم جلوتو نمیبینی . قطار از روبه رو میاد و باید فرمونو بپیچونی بعدش هم انحراف به چپ می شه و قطار هم از ریل خارج میشه و یک ذره خردل از جمعیتتون شهید میشن . آره خوب . کاریش نمیشه کرد . عقل نیست . جان در عذاب است .

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط یوگی| |



نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط مهدی.ک|


Design By : Night Skin